3536 – خارصه

(حقوق جزا) جرحی است که پوست بدن مجنی‌علیه را بدرد. دیه خارصه در سر، یک شتر است و در غیر سر و گردن و صورت، نصف شتر. در خارصه قصاص هست. در نهایه ابن اثیر و تهذیب اللغه نیامده است! منابع: جواهر 6/605/41. جامع الشتات 775-780. مفتاح الکرامه؛ تعلیقات 10/188

6535 – خارص

(= حزّار) کارشناس است که تخمین او شرعاً حجت است چنانکه در بیع عریه و قباله مصرح است. رک. بیع عریه. قباله. منابع: دائره‏المعارف علوم اسلامی 554/1-2. نهایه ابن اثیر 2/22. دائره‏المعارف تعهدات 1/554. مفاتیح العلوم ۴۱و رد المحتار 6/427. وافی 3/141. سیوطی، الاشباه و النظائر ۲۴۵. اعلام الموقعین 2/390

6534 – خارجیات

(مالیه عمومی) از فرامین سلاطین دانسته می‌شود که از زمره تکالیف مالیاتی بود ولی خصوصیات آن به دست نیامد. در معین و لغت‌نامه هم نیامده است. منبع: فرهنگ ایران زمین ۱۱/۱۳۴/۱۹

6533 – خارجی

۱) در اصطلاحات مدنی به اتباع بیگانه گفته می‌شود. اشبه به استعمالات عامیانه است. ۲) در تاریخ حقوق سیاسی اسلام قیام‌کننده مسلحانه علیه خلیفه (عادل یا جائر) است. خوارج هم به لحاظ این معنی به کار رفته است که نخست علیه امام عدل یعنی علی (ع) قیام کردند و بعداً قیام آنان علیه امویان ادامه […]

6532 – خارج

(فقه) در دو مورد به کار رفته است: ۱) بینه خارج یعنی بینه کسی که در ملکی منازعه دارد ولی متصرف نیست. ۲) ضد ذوالید است یعنی ضد متصرف در مال. منابع: ابن نجیم، الاشباه و النظائر ۲۴۷. معین الحکام ۶۱

6531 – خاذل

(تاریخ حقوق سیاسی اسلام) در لغت ترک اغاثه و نصرت و یاری است. آنکه با خلیفه بیعت کند تعهد دارد به وقت طلب او را نصرت دهد (سوره 8/72). اگر ترک تعهد کند در راه خذلان او گام زده است. معاویه علی (ع) را متهم می‌کرد که تو عثمان را که مدد می‌خواست یاری ندادی! […]

6530 – خادم

(آیین دادرسی مدنی) یعنی نوکر و کلفت و باغبان و منشی و مباشر و متصدی امور کسی و مانند اینها. اما ماموران دولت را خدمه دولت (به اضافه به دولت) گویند نه علی‌الاطلاق، پس خادم آن است که به فرمان مخدوم عمل کند با اخذ اجرت. منابع: ترمینولوژی حقوق، مسالک 1/88/24

6529 – خائنه

به معنی خیانت است. از مصادر است که به صیغه فاعل آمده است مانند عافیه. منبع: نهایه ابن اثیر ۲/۸۹

6528 – خ

(فقه) رمزی است برای تعبیر از شیخ الطائفه رضوان الله علیه. منبع: جواهر 4/205/8 و 293/24