(تاریخ حقوق سیاسی اسلام) در لغت ترک اغاثه و نصرت و یاری است. آنکه با خلیفه بیعت کند تعهد دارد به وقت طلب او را نصرت دهد (سوره 8/72). اگر ترک تعهد کند در راه خذلان او گام زده است. معاویه علی (ع) را متهم میکرد که تو عثمان را که مدد میخواست یاری ندادی! اما سخن عمروعاص در تاریخ ضبط است که به عثمان گفت: عدل او اعتزال! چگونه علی (ع) میتوانست کسی را یاری دهد که عمروعاص به او این سخن را گفته است؟ سعدی که عارف به فرهنگ اسلامی است تقابل خاذل و ناصر را در این بیت آورده است:
گر من از چشم همه خلق بیفتم سهل است
تو مینداز که مخذول تو را ناصر نیست
در معین لغت خاذل نیامده است. در لغتنامه اصلاً معنی مذکور فوق را متعرض نشده است با اینکه از بیت سعدی استفاده میشود کرد.
منابع: نهایه ابن اثیر ۲/۱۶. تهذیب اللغه ۷/۳2۴. فلسفه فرهنگ و هنر 177/19 و 178/5. کلیات سعدی ۴۵۴/3. عقاد، موسوعه ۳/۶۳۳-۶۳۴. تاریخ الامم الاسلامیه ۳۸۳-415-419. جمهره رسائل العرب 1/314/-402-415-420-425-434-454