۱۳۷۹۹ ـ ناخسته
آن زن که دیگری را هول دهد. ناحس دافع و هولدهنده است؛ طرف او را منخوس گویند. اگر یکی دیگری را هول دهد و ثالثی را مصدوم یا مقتول کند در حقوق جزا در ضمان او بحثی هست. امسال در زیارت دویست و پانزده تن هلاک شدند که احتمالاً پارهای از آنها مثال این واژهاند. […]
۱۳۷۹۸ ـ ناخدا
کشتیبان. در موضوعات فرهنگستان سرهنگ نیروی دریایی است. منبع: ترمینولوژی حقوق
۱۳۷۹۷ ـ ناحیه ثبتی
واحد ثبتی حاصل از تقسیم یک حوزه اداره یا دائره ثبت است (مواد ۹ ـ ۱۰ قانون ثبت سال ۱۳۱۰). منبع: ترمینولوژی حقوق
۱۳۷۹۶ ـ ناحیه Region
۱) برزن: دادسرای ناحیه. ۲) از القاب اعاظم و کبار است چنانکه در باب توقیعات امام عصر (عج) میگویند: ناحیه شریفه، ناحیه مقدسه
۱۳۷۹۵ ـ نابخش
(مدنی) به واژههای منجرش، نخش بنگرید. منبع: جواهر 4/95/32 و 294/2
۱۳۷۹۴ ـ ناپاک زاده
حرامزاده، فرزند نامشروع. فردوسی گوید (شاهنامه 530/50): ز ناپاکزاده مدارید امید که زنگی به شستن نگردد سفید یکی آنکه ناپاک خون پدر نریزد ز تن پاکزاده پسر پاکزاده حلالزاده است پس بالملازمه ناپاکزاده حرامزاده است.
۱۳۷۹۳ ـ ناپاک دین
کافر، از دین برگشته. فردوسی گوید (شاهنامه ۲۹/۳۳): صدم سال روزی به دریای چین پدید آمد آن شاه ناپاک دین
۱۳۷۹۲ ـ نابکار
حرام، خلافکار، ناآزموده، یاوه. منابع: داستانهای بیدپای 72/5 و 99/1 و 238/24. تاریخ بیهقی 660/15. شاهنامه ۴۲/۳۶ و ۴۱۸/۱. دستور جامع زبان فارسی 415/500. الهینامه عطار ۳۶
۱۳۷۹۱ ـ نابالغ
(مدنی) یعنی آن آدمی که به سن بلوغ شرعی نرسیده باشد. به فارسی نا رسید گویند. فردوسی گوید (شاهنامه 264/39): چه مایه زن و کودکان نا رسید کز زیر پی پیل شد ناپدید
13790 – نائم
(مدنی ـ جزا) در اعمال حقوقی (عقود، ایقاعات) مسلوب العباره است (رک: مسلوب العباره) نیز در هر فعل که قصد فعل شرط موثر بودن آن است مانند اقرار. اما در احکام وضعی ضمان متوجه او است مانند صغیر و دیوانه (ملاک ماده ۱۲۱۶ ق.م.) پس اگر در خواب بغلطد روی ظروف و بشقاب میزبان و […]