10254 – فارض
(= فرضی، فراض) عالم به علم ارث و تقسیم فروض و سهم الارث را گفتهاند. منبع: ارث، جلد 2/39
10253 – فاحشه خانه
(= زناخانه، دار الزنا، بیت اللطف) محل فعل زنا. منابع: دیوان خاقانی 291. زندگانی شاه عباس 3/55
10252 – فاحشه
آنچه از بزهها و معاصی که قبح آن شدید باشد مانند راهزنی و عمل شنیع. غالباً در زنا به کار میرود. هر صفت بد از قول و فعال را فاحشه گویند (رک. فحشاء). منابع: تهریب اللغه 4/188. ابن اثیر، نهایه 3/415. مجمع البحرین 292. تفسیر قرطبی 5/83/11 و 103/8 و 143/5
10251 – فاجره
(جزا) زن زناکار است. فجور زنا است. منبع: جواهر 6/470/26
10250 – فائو F.A.O.
سازمان خواروبار و کشاورزی جهانی که از موسسات سازمان ملل متحد است و در سال 1945 میلادی تاسیس شد. عمل آن توسعه اقتصاد جهان از راه ارتقاء زراعت و پخش محصولات کشاورزی و اصلاح وضع دهقانان و افزودن چند و چون مواد غذایی است.
10249- فئودالیسم (Feudalism)
(= فئودالیته) به علت پیدایش آن در غرب گاه از آن تعبیر به فئودالیسم غربی میشود. عناصر آن از این قرار است:اول ـ رابطه شخصی بین فرمانروای کشور و فئودال.دوم ـ حق بهرهبرداری فئودال از فئود به صورت مستأجر در مدت معین (رقبی) یا مادامالعمر (عمری) به شرط آنکه در موقع حاجت دولت مرکزی به […]
10248- فئودالیته(Feodalite)
نظام اجتماعی و اقتصادی و سیاسی که در قرن هشتم میلادی در زمان پادشاهی فرانکش در فرانسه پدید آمد. پیش از آن روستایی مالک زمین خود بود و در آن کشت ولی پس از فتوحات فرانکیش در اسپانیا و شمال ایتالیا و آلمان تدریجاً فئودالیته تا شرق اروپا گسترش یافت. نورمنها در سال ۱۰۶۶ میلادی […]
10247- فئودال (Feodal)
صاحب تیول (= فئود) در فئودالیسم غربی (ر.ک. فئود، فئودالیسم). حق بهرهبرداری از فئود و اختیارات و امتیازات بزرگ که پادشاه ممالک محروسه به آنان میداد آنان را به صورت جباران محلی (= شاهکهای محلی) در میآورد بر جان و مال مردمان ساکن تیول اعم از شهری و روستایی حکمران مطلق بودند؛ از روستاییان تعهد […]
10246- فئود (Feod)
(= تیول) فئود یا فیف Fief اراضی وسیعی بود که پادشاه آنها را به کسان زبده و گزیده میداد با امتیازات حقوقی و مالی. صاحب تیول را فئودال (= تیولدار) میخواندند. کشاورزان آن اراضی (= سرف) وابسته آن اراضی میشدند و با ارباب تیولدار (Lord) سوگند وفاداری یاد میکردند (ر.ک. سرف، علج، علوج). بنگرید به […]
10245- فنه
یعنی دار و دسته و نیروی مسلح و آماده و معدّ رزم. در باب بغی و بغات از آن سخن گفته میشود (ر.ک. بغی). فیئه به معنی رجعت است مانند رجوع زوج به زوجه در باب ایلاء (ر.ک. ایلاء). فئه به معنی رجوع نیست.منابع: جواهر ۳/۵۹۵/۱۲–۱۹-30. معجم متن اللغة ۴۶۲/۴؛ معجم الوسیط. ابن اثیر، نهایه […]