9205 – عادت فردی
9204 – عادت زنانگی
(مدنی) عادت فردی زنان در رابطه با حیض (قاعدگی) است. ماده 1151 ق.م. منبع: حقوق خانواده 278/317
9203 – عاده الشرع
(فقه) عرف عصر شارع مقدس اسلام را گویند. منبع: جواهر 4/181/26-33
9202 – عاده البلد
(= عرف محلی) عرف معمول در ناحیهای از کشور (عرف منطقه یا شهر و یا آبادی). منبع: جواهر 4/181/33
9201 – عادت اجتماعی Coutume
(مدنی- کلیات حقوق) امروزه به آن عرف و عادت گویند که عمل مکرر غالب اهالی محل یا منطقه یا کشور است. آن را عادت مشترک هم گفتهاند. منبع: ترمینولوژی حقوق
9200- عادت
در معانی ذیل به کار میرود: منابع: الفروق فی اللغة 220. دانشنامه حقوقی ۲/۴۹–۵۷. دائرةالمعارف علوم اسلامی ۶/۵۴۱؛ ترمینولوژی حقوق، عقد ضمان، شماره ۱۷۸–۱۸۰. مکتبهای حقوقی ۶/۱۱۴–۱۶۱؛ شاطبی، الموافقات ۲/228–۲۲۶–322 و 2/128–130–253.
9199- عادات
(فقه) کلیه اعمال انسان که صحت و نفوذ آنها محتاج به قصد قربت نباشد خواه محتاج به قصد انشاء باشد خواه نه. در معنی اخص، عادات آن قسمت از مباحث فقه است که در برابر عبادات و امور کیفری (= حدود، قصاص، دیات) قرار میگیرد و شامل همه عقود و ایقاعات و امور حسبی و […]
9198- عاد
1) امت هود نبی (ع) که بین احقاف و یمن زندگى میکردند و به کلی منقرض شدند.2) در حقوق مدنی اسلامی زمینی را گویند که نشان عمران در آن نباشد و متروک مانده باشد (= ارض عادی، عادیالارض). متروکه و عاطل را هم عادی خوانده اند.منابع: صبح الاعشی ۱/۳۱۲، ۵/۱۸. احکام السلطانیه ۱۹۰. الاموال 3۸۶–3۹۳. […]
9197- عاجز
(امور حسبی) انسانی است که به علت کبر سن و یا مرض و غیره از اداره تمام یا بعض امور خود یا مولیعلیه خود درمانده باشد. حاکم به او ضم امین میکند، مانند ضم امین به وصی عاجز.منابع: جواهر ۴/۶۹۳/۲۶. دانشنامه حقوقی ۱/۷۸۹. وصیت 3۶۲. حدائق ۴/۵۶۹؛ منهاج الهدایه ۳۱۳؛ جامع المقاصد ۱/۶۶۳؛ مناهج ص […]
9196- عائله
(مدنی) وصف فریضه ای است که عول به آن برخورد باشد؛ میگویند: فریضه عائله (ر.ک. عول).منابع: رد المحتار ۶/۷۸۶؛ المغنی ۶/۲۸۷. ارث، جلد ۲، ص ۱۷۶/۲۵۳.