۳۹۱۸ – پادوسبان
(= پاتکوستپان، پاتوپاسپان، پاذوسبان، فاذوسفان نزد اعراب). این واژه مرکب است از: پات + کوس یا کوست + بان. (رک. واژه شماره 3911). اما پادوسیان را مستند معتبر نیافتم. منبع: مجله هنر و مردم، شماره 58/18
۳۹۱۷ – پادگان
(=پاد+گان) پاد یعنی پاس و پاسبان. گان پسوند مکان است یعنی جای؛ پادگان یعنی ساخلو؛ گروهی از سربازان که برای محافظت محلّی در آنجا متوقف باشند و مأمور نگهداری آنجا هستند (رک. نشاستجین).
۳۹۱۶ – پادشاه نوروزی
ایرانیان قدیم برای شوخی و تفریح (و شاید بیان ما فیالضمیر علیه جبّاران) در ایام نوروز کسی را لباس پادشاهی میپوشاندند و مراسمی برای شادمانی به جا میآوردند. بعدها این واژه (و اصطلاح میرنوروزی) برای دولتهای بیدوام و زودگذر به کار رفت. حافظ گوید (دیوان ۲۶۵): سخن در پرده میگویم چو گل از غنچه بیرون […]
۳۹۱۵ – پادشاه
(=پاد+شاه) یعنی نگهبان ملک. رئیس مملکت در رژیم سلطنتی. منابع: سلوکالملوک ۳۴۸. وندیداد ۱۰۲. مجله یغما ۱۹/۶۰/۵. مجله هنر و مردم شماره ۶۴/۵/۲۰. قابوسنامه 51/6. نفائس الفنون ۳/۲۲۵. صبح الاعشی 10/12/12. الهینامه ۱۶
۳۹۱۴ – پاداش
(حقوق اداری) پولی است که برای خدمتی یا ابراز لیاقتی داده میشود. علیالاصول پاداش، متناوب یا مستمر نیست، تابع آییننامة مزایا نمیباشد و در حقوق تقاعد، تأثیر ندارد.
۳۹۱۳— پاتوق
(= پاتوغ) توق یعنی علم و درفش. پاتوق یعنی مکانی که علم در آنجا افراشته شده است و حول و اطراف آن به قدری است که صنفی یا رستهای یا اعضاء گروهی یا انجمنی را جای دهد. بعداً «طوق و علم» گفته شد که به ضم حرف اول است، به معنی گردنبند نیست. در لشکرگاهها […]
3912– پاتسى
(= انسای) عنوان سیاسی و دینی پادشاه دولت شهرهای سومری بود. کسی که این عنوان را نداشت او را لوگال Lugal میخواندند. سامیان او را «شرو» Sharru یا «بلBêl» گفتهاند چنانکه در نام شروگین (= سارگون) دیده میشود؛ سارگون اول در سال ۲۷۷۵ ق.م. به سلطنت رسید و به شاهکهای زیردست خود، عنوان پاتسی را […]
3911– پاتکوس
حاكم كستك. در زمان ساسانيان تمام ايران را به چهار ايالت ( =كستك. كوست. كوس) قسمت كرده بودند و به چهار حاكم سپرده. مقر اين حاكم را پاتكوسبان (= پاذوسپان. پاذوسفان) مىخواندند. بعداً خود او را هم پاتكوسبان گفتند. اين واژه پهلوى است. منابع: ايران در آستانة يورش تازيان ٢٧٧. قزوينى، يادداشتها 4/9
3910– پات
(= پاد، پاس) به معنى پاس و پاسبان است. پيشوندى است در برخى از لغات فارسى مانند پادشاه (= نگهبان ملك و مملكت( و مانند پاذوسبان (= پاتكوسبان. پاتكوستپان) يعنى حاكم ايالتى از ايالت چهارگانه (= كوست. كستك) در عهد ساسانيان، كه به معنى نگهبان ايالات (حاكم ايالت) بوده است. بان هم پسوند مكان است […]
3909 – پاپ papas
از آن لغت لاتينى ساخته شده است. لقب رئيس كليسای کاتوليك رم است. عناوين رسمى او عبارت است از: اسقف شهر رم، نايب عيسى مسيح، جانشين قدّيس پطرس حوارى، رياست متعالية كليساى عام جهان، سلطان دولت شهر واتيكان كه قسمتى از شهر رم است. در زمان جنبش اصلاحات (رفورم) فرمان سال 1509 م. صادر شد […]