(= پاد، پاس) به معنى پاس و پاسبان است. پيشوندى است در برخى از لغات فارسى مانند پادشاه (= نگهبان ملك و مملكت(  و مانند پاذوسبان (= پاتكوسبان. پاتكوستپان) يعنى حاكم ايالتى از ايالت چهارگانه (= كوست. كستك) در عهد ساسانيان، كه به معنى نگهبان ايالات (حاكم ايالت) بوده است. بان هم پسوند مكان است و پاتكوسبان يعنى حاكم‏نشين ايالتى.

منابع: فرهنگ جهانگیری 225. ایران در آستانة یورش تازیان 277. کاروند کسروی 291-394. مجلة هنر و مردم، شمارة 64/5/20