(= یرغو) متداول قضاء و مرافعه است. امارت یارغو یعنی ولایت قضا، (رک. امیر یارغو. یرغوبرون). فصل یارغوها یعنی فصل مرافعات. قواعد یارغوئی یعنی آیین دادرسی و اصول محاکمات. قضایای یارغوئی یعنی امور ترافعی عرفی که در دادگاههای عرفی مغول حل و فصل میشد. این بیت به حافظ منسوب است:
عاشق از قاضی نترسد می بیار بلکه از یرغوی دیوان نیز هم تقابل قاضی و یرغو در این بیت تقابل قاضی شرعی و قاضی عرفی است (رک. دیوان یارغو). آنچه که مولف قاموس پاوه دو کورتی از خیالات خود در تفسیر یارغو نوشته و محمد خان قزوینی آن را صحیح پنداشته و در مقدمه جهانگشا (صفحه – کج) آورده است بر خلاف نصوص دستور الکاتب است که مردی دانا و اهل عصر این اصطلاح بوده و سخن او سند است. ندیدن منابع اصیل و اعتماد به سخن هر خارجی کار به دست آدم میدهد!
منابع: دستورالکاتب 32-33-34-36. فرهنگ اصطلاحات دیوانی دوران مغول ۲۴۴. برتولد اشپولر، تاریخ مغول در ایران ۸۸. قزوینی، یادداشتها ۷/۳۲2