در اصطلاح دو معنی دارد:

اول – بلوک را به چند ناحیه قسمت می‌کردند و برای هر ناحیه اداره‌ای وضع می‌کردند و رئیس آن اداره را که نماینده وزارت کشور در آن ناحیه بود ضابط یا باشر می‌خواندند. کدخدایان دهات تابع ضابط بودند. حفظ امن و نظم و رفاه ناحیه بر ضابطان بود. (ماده ۳۶۵ قانون تشکیل ایالات و ولایات مصوب ۱۳۲۵ هـ.ق).

دوم – در علم حدیث به راوی می‌گفتند که کم‌حافظه نباشد و بتواند حدیثی را که از استاد یا موثقی شنیده است در حافظه نگهدارد. چرا نمی‌نوشتند تا حاجت به حفظ کردن نباشد؟ به نظر به سه دلیل:

الف- در نوشته احتمال دستبرد و الحاق می‌رفت.

ب- نمی‌خواستند بنویسند تا علم راوی به آسانی به دست دیگران نیفتد. در قدیم این ضنّت فراوان بود و در ملل دیگر هم تاریخ به یاد دارد که مطالب یک کتاب را در جزوه‌های متفرق نوشته و در جاهای مختلف می‌نهادند. تصور این شق در عادل نمی‌رود مگر در دور فساد اخلاق و صیانت حدیث از نااهلان.

ج- سواد نوشتن کم بود.

منابع: ترمینولوژی حقوق. قوامع الفضول ۵۵۰. فرهنگ ایران زمین 13/۲۶۵–۲۷۳. شرح البدایه ۱۰۱. جامع المقال ۲۶. تدریب الراوی ۱/۳01-304-339-342