(مدنی) ذات را به فارسی گوهر گویند. ذات جزء ذهنی اشیاء است که در تمام تحولات آن چیز از او جدا نشود. این تعریف شامل عرض لازم نیز می‌شود، پس تعریف ناقص است. شناخت ذاتیات مقدور نیست و منطق ارسطو در باب حد و رسم مطلبی بی‏بنیاد ارائه کرده است. ذات عقد که در بند اول ماده ۲۳۳ ق.م. مورد توجه است از نظر ما همان عناصر سازنده عقد است. شرط خلاف ذات عقد باطل است مانند شرط اسقاط کافه خیارات در عقود مغابنه چون بیع (ر.ک. اسقاط کافه خیارات).

منابع: جواهر ۴/۱۷۶/۴. منطق حقوق ۱۵۰۰–۱۵۰۲–۱۵۱۲