(= سالاربار) رئیس تشریفات دربار. او اوقات ورود و خروج ارباب و رجوع را به حضور سلطان معین میکرد. در اسلام از زمان معاویه مقرر گردید. در حکومت اتراک امراء بزرگ به سمت حاجبی نصب میشدند. او را پردهدار، امیربار، امیرباربیگ هم خواندهاند. اعراب پردهدار را معرّب کردهاند و بردهدار (به فتح اول و ثالث) گفتهاند:
چو پردهدار به شمشیر میزند همه را
کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند
شغل حاجب را حجابت میگفتند و گاه پروانگی میخواندند چنانکه معینالدین پروانه حاجب قلج ارسلان چهارم (سلطنت ۶۵۸ تا ۶۶۴ هـ.) و معاصر مولوی بود.
در اصطلاحات حقوق مدنی حاجب نوعی از موانع ارث است و ممنوع را محجوب گویند. حجب حالت وارثی است که به جهت بودن وارث دیگر (= حاجب) ارث را تمام یا بهری نبرد (ماده ۸۸۶ ق.م.).
منابع: صبح الاعشی ۵/۴۴۹–۴۵۰، ۴۶۸. جامع التواریخ ۸۱۳. قزوینی، یادداشتها 3/150. شاهنامه ۴۲–۳۸۷. قاآنی 104/4. معجم الحضاره ۸۲. دائرهالمعارف علوم اسلامی ۵۲۵. تهذیب اللغة ۴/۱۶۱. ادب القاضی 1/199/204. الشرح الصغیر 4/201