(فقه) به تازی سحر است. در شرع گناهی است نزدیک کفر. تعلیم و تعلم آن ممنوع و حرام است. در اوستا هم از گناهان بزرگ شمرده شده است. جادو به زبان اوستا «یاتو» و به زبان پهلوی «یاتوک» است. پری هم معادل جادو است. از احکام نجوم هم استفاده جادوگرانه می‌کردند. در قدیم پزشکی و داروسازی با جادوگری آمیخته بود چنانکه دو لغت (ازو – ایازو) را برای پزشک و جادوگر و کاتب به کار می‌بردند. در مصر قدیم هم پزشک و جادوگر هویت واحد داشتند و سحر و تجویز دارو در علاج بیماران دوشادوش به کار می‌رفت. عصر ظهور موسی تا سلیمان (۱۴۰۰ تا ۹۰۰ ق.م.) اوج رواج جادوگری بود و این از دستاوردهای تاریخ علم است. قرآن کریم هم (سوره ۲/۱۰۲–۱۰۳) از رواج جادو در عصر سلیمان یاد می‌کند (یونسکو 658 تا 661). خسرو پرویز در دربار خود سیصد و شصت منجم و کاهن و ساحر داشت. مجوس (= مگوش در فرس قدیم) چنان در جادو شهره بودند که در زبان یونانیMagie  (شکل یونانی مگوش و مغ) به معنی سحر است وMagicien  ساحر است. در قدیم لغت جادو به معنی همه علوم بود و جادوگر جامع معقول و منقول به شمار می‌رفت. بیهوده نیست که در تعریف سحر در فقه چنان اختلاف هست که یافتن تعریف قابل اطمینان به غایت دشوار است.

منابع: جواهر 4/15، 6/499-545. یونسکو، تاریخ پیشرفت علمی و فرهنگی بشر، جلد اول، بخش دوم، قسمت اول ۴۱۵، قسمت دوم 6۵۸ تا ۶۶۱-667-671-672، جلد دوم، بخش اول، قسمت اول ۲۵۳ تا ۲۵۵ و 264 تا 266، جلد چهارم، بخش اول ۲۱3. عصر اوستا، ۱/۹۸–۹۹ و 2/42-43. یشت‏ها 1/13، تاریخ علم، دیباچه ۸. جهانهای گمشده ۱۷۶. تاریخ ادیان ۷۵–۱۴۸–۲۸۰. الفرقان فی اللغه ۲۵۱–۲۵۲. ابن ندیم، فهرست ۳۸9–۵4۸. المعتزله ۱۵. قرافی، الفروق ۴/۱۳۷. الزواجر عن اقتراف الکبائر 2/99. وافی ۱/۲۳–۱۵۵ و جلد 3/15-30