یعنی ستمگر. در اصطلاحات اسلامی کسی را گویند که به یاری سپاه و اعوان انصارش قدرت عمومی را در قلمروی گسترده قبضه کند. مولف جواهر الکلام این واژه را به نقل از استادش چنین تعریف کرده است:
«المتغلب بجنوده و اتباعه. ذاطبل1 او جمعه او عید اولاً، فرعاً2 او اصیلاً، مومناً3 او مخالفاً، مستقلاً او لا».
پس ضرورت ندارد که پنج نوبت از کاخ او زنند یا نصب ائمه جمعه و جماعت کند، یا خلیفه باشد بلکه ممکن است منصوب خلیفه باشد مانند سلاطین دیلم و غزنوی و سامانیان و ترکان غز که فروع خلافت بنیعباس بودند؛ برخی شیعه بودند و برخی نه؛ فرق نمیکند که خود را مستحق آن مقام که تصدی میکند بداند یا چنان اعتقاد نداشته باشد. صاحب جواهر اضافه بر سخن استاد کرده و میگوید: باید قلمرو حکومت او وسیع باشد و استقلال داشته باشد یعنی عمال حکومت دیگر در قلمرو او دخالت نداشته باشند.
این سخنان تا حد زیادی مطلب را روشن کرده است ولی خالی از خدشه نیست زیرا تعریف استاد وی ماهیت «جور» را که پدیدهای سیاسی است اختصاص به حال حدوث داده است و حال آنکه اختصاص به آن ندارد یعنی ممکن است کسی در حال حدوث حکومت خود متغلب نباشد ولی در حال بقاء و ادامه چنان حکومت، متغلب باشد مانند حکومت هیتلر و موسولینی که از راه دموکراسی به حکومت رسیدند ولی بعداً دست به مغالبه زدند یعنی پشت به آراء عمومی مردم در امر انتخابات عمومی
کردند و این در تاریخ سیاسی اروپا مسلم است. پس حکومت آنان حدوثاً مبنی بر تغلب نبود ولی بقائاً مبنی بر تغلب نبود. از نظر ما عناصر حکومت جور (حکومت جائر یا ظالم) از قرار ذیل است:
اول ـ سرزمین نسبتاً گسترده
دوم ـ وجود حکومت بر آن سرزمین
سوم ـ مغالبه (= تغلب) از طرف حاکم آن سرزمین حدوثاً یا بقائاً. به یاد سخن عمروعاص سیاستمدار زیرک صدر اسلام افتادم در زمانی که موج شورش بلاد اسلامی عصر عثمان را در مصر و عراق و حجاز فرا گرفته بود و مردم از مظالم عمال اموی او مینالیدند، عبارت کوتاهی به عثمان گفت که درس سیاسی بزرگی در آن است؛ آن عبارت این است: اعدل او اعتزل!
یا به عدالت رفتار با مردم کن و یا استعفا بده! به عدالت عمل نکردن و دو دستی به حکومت چسبیدن و استعفا ندادن، مغالبه نیست؟
به هر حال در جواهرالکلام آمده است که جهاد به دستور جائر روا نیست. آنان که در رکاب محمود غزنوی به هند میرفتند و اعتراض به عمل او نمیکردند شریک جور او بودهاند چنانکه از اعتراض قاضی بوالحسن بولانی پیدا است. حکومت جائر حکومت جور است و ضد آن، حکومت عدل (= حکومت حقه) است. عمر آدمی وفا به تحقیق نمیکند چنانکه از مقایسه شرح این واژه با ترمینولوژی پیدا است.
منابع: جواهرالکلام جلد 3/536/36، جلد 4/37/5، ترمینولوژی حقوق، واژه ۱۴۹۶. وافی، جلد اول ۵۶.
۱) نقاره سلطنتی
۲) حکومت سلاطین مستقل عصر عباسی
۳) حکومت دیالمه