(= فراری) در قرآن آمده است: «إِذَا أَبَقَ إِلَى الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ» (سوره صافات، ۱۴۰/۳۷). اباق یعنی گریختن و فرار کردن است. بندهٔ گریخته را قلاده‌ای به گردن می‌نهادند تا حال او معلوم باشد (مجمع‌البحرین). در حدیث آمده است: خداوند نماز بندهٔ گریزپا را نمی‌پذیرد (ابن اثیر، نهایه). بردگان گریخته یا به راهزنان می‌پیوستند و یا به مأمنی پناهنده می‌شدند. در عقود بین‌المللی قدیم برای استرداد آنان موادی بود (نظیر استرداد مجرمین). یک پیمان بین مصر و کشور هیتی‌ها به دست باستان‌شناسان افتاده است. در هندوئیزم و فرهنگ سومری فرارِ برده بزه بود با سزای اعدام به دست مالک. اما مالکان به علت حاجت به خدمت بردگان، گریزنده را حبس می‌کردند.
عباسیان ولع به جهاد و بردگان داشتند؛ به همین جهت با مشکل عظیم فرار بردگان روبه‌رو بودند. از قاضی‌القضات خود راه چاره خواستند؛ رأیی که او نشان داد بی‌راهه بود (الخراج قاضی ابویوسف). رشیدی در جامع‌التواریخ و قلقشندی در صبح‌الاعشی قسمتی از بحث بالا را روشن کرده‌اند (ر.ک. اباق).

منابع: جواهرالکلام ۴/۱۶۲؛ ۵/۴۷۷–479/35؛ تهذیب‌اللغه ۱۲/340؛ نهایه ابن اثیر، جلد ۲، ص ۳۱۶. مجمع‌البحرین، ص 34–359؛ الخراج قاضی ابویوسف ص ۱۸۴؛ مقنعه ۱۰۰؛ ابوریحان بیرونی، تحقیق ماللهند ص ۴۷۵؛ حدائق ۵/۸۱؛ قابوسنامه 116. صبح‌الاعشی ۱۰/۳۸؛ پطروشفسکی، اسلام در ایران ۲۰۱. فلسفه فرهنگ و هنر ۲۴. تاریخ پیشرفت علمی و فرهنگی بشر، جلد اول، بخش دوم، قسمت اول ص ۲۱۸–۲۸۳؛ کلیات ابی‌البقاء.