کارگشا در فروش کالای دیگران و اخذ درصدی از بهره. فردوسی گوید (شاهنامه)
بدو گفت هستم یکی چاره جوی
همی نان فراز آرم از چند روی
بهایی ز جامه ز پیرایهها
فروشم ز مردم بود مایهها
کنون مرد بازاری و چاره جوی
ز کلبه سوی خانه دارند روی
در فرهنگ معین این معنی را متعرض نشده است و نیز در لغتنامه.