(جزا) گرفتن اموال منقول غیر به ضرب اسلحه و اعمال قدرت با ارعاب، یعنی چپاول و تاراج که عادتا کار گروهی است. اعراب جاهلی و عشایر مغول به غارت خو گرفته، با آن امرار معاش می‌کردند. اسلام غارت را حرام کرد (ماده شانزدهم عهدنامه یثرب. بنگرید به واژه عهدنامه یثرب، سوره ۴/۱۲۷–94). ر.ک. نهب، غنیمت جنگی.
منابع:  کشاورزی و مناسبات ارضی ۱/۸۱–۸۷–۱۰۶ و جلد ۲/۵۸۸–۵۹۶–۷۸۱–۷۸۲؛ ترمینولوژی حقوق؛ کامل ابن اثیر ۲/۶۲–۶۴، شعوبیه ۱۹؛ البحر ۲۳۴–۳۱۹؛ المبسوط عندالجعفریه ۹۲؛ ارث ۱/۱۲–۱۷؛ صبح الاعشی ۱/۴۳۶؛ مکاتیب الرسول ۹۵–9۱ و ۹۷–۱۳۶–۱۶۱–3۵۳. الجاهل قدیما و حدیثا 14؛ سیوطی، الاشباه و النظائر 106- ۱۹۰–۲۵۶؛ تاریخ ایران ترجمه کشاورز ۱۱۸–۱۰۱؛ ابن خلدون ۵۱۸. تاریخ الامم الاسلامیة (تألیف محمد الخضری) ۸۱–۲۰۵؛ سلوک الملوک 321–۴82؛ فهرست ابن ندیم ۱۵۷–۱۷۰. الدرر النجفیة ۶۹. اعلام الموقعین ۲/۴۵؛ محمد محمود، تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس اول ۱۶۱. فلسفه فرهنگ و هنر 104/25؛ 111/2 و 1۱/۱۴۳؛ نهایة ابن اثیر ۴/۳۲۷؛ تاریخ معتزله ۱۸۵؛ مجمع البحرین ۲۵۱–۲۵۲؛ پطروشفسکی، اسلام در ایران 3۸۸–3۸۹؛ بارتولد، گزیده مقالات تحقیقی ۹۸.