۱) دعوی که در دادگاه طرح کنند. و نیز آنچه که به ستم ستده باشند؛ رد مظالم در این معنی است.
۲) در اصطلاحات مستوفیان عهد مغول به عریضههایی گفتهاند که حکایت از وصول خسارات عمومی به مردم ناحیهای داشت مانند سیل، زلزله و آفات کشاورزی و مانند اینها؛ در آن عریضهها از دولت استمداد میکردند. معنی اول شهرت داشته است. مطلع قصیده ادیب الممالک فراهانی که نثر سروده است این است:
روزی ز جور خصم ستمگر ظلامهای بردم بنزد قاضی صلحیه بلد
منابع: تهذیب اللغه 4/۳۸۶. دائرهالمعارف علوم اسلامی ۸۸۸. احکام السلطانیه ۷۸. ترمینولوژی حقوق. لغتنامه: ادیب فراهانی. دستور الکاتب ۲۹۶