وطن، اقامتگاه. نظامی و مولوی گفتهاند:
رسیدند از آن مفرش سیم سود
به جایی کز او بودشان زاد و بود
نور حق را کس نجوید زاد و بود
خلعت حق را چه حاجت تار و پود
در قابوسنامه گوید: «هرگز آرزوی خانه مکن و زاد و بود مطلب، هم آنجا که نظام کار خویش بینی مقام کن و زاد و بود آن جای را شناس که ترا نیکویی بود هر چند گفتهاند: «الوطن الامّ الثانیه» نص بر گفتار ما. چنین است سخن در داستانهای بیدپای. از شواهد فصیح زبان پیدا است که جز این معنی که گفتیم باقی معانی که در معین و لغتنامه آوردهاند بیاصل و بنیاد است.