11144 – کاتب الدرج
(= کاتب الدست، صاحب دیوان الانشاء، صاحب دیوان المکاتبات، دبیر) به جز کاتب الحضره سایر دبیران را میگفتند. منبع: صبح الاعشی 1/97/7 و 104/6 و 5/465/1
11143 – کاتب الخلیفه
منشی حضور در عصر خلفا را میگفتند. (رک. کاتب الحضره)
11142 – کاتب الحکم
یا کاتب القاضی. منشی دادگاه را میگفتند. منبع: دائرهالمعارف علوم اسلامی 1000
11141 – کاتب الحضره
(= کاتب السر) منشی حضور، منشی خلوت، دبیر حضور. منشی مخصوص شاه که در خلوت بار مییافت و مقاصد مهم او را کتابت میکرد. منبع: قابوسنامه 210/7 و 450
11140 – کاتب التسمیع
در اصطلاحات اهل حدیث، شاگردی بود که حدیث را میشنید و سپس مینوشت؛ او باید نام سامع را که استاد حدیث بود بنویسد. اگر حضار جلسه زیاد بودند یک نفر سخن استاد را میشنید و به دیگران میرساند که او را مسمع میخواندند و کاتب التسمیع باید نام مسمع را هم یادداشت میکرد. منابع: نتیجه […]
11139- کاتب الانشاء
یعنی دبیران رسائل و نامهها. این دبیران در قدیم تحصیلات عمیق داشتند؛ خاقانی و ناصرخسرو و رشید وطواط کاتبالانشاء بودند. کاتبالانشاء را کاتب دیوان هم میگفتند.منابع: صبحالاعشی ۱/۸–۵۶؛ سلوکالملوک ۲۱۷. احکامالسلطانیه ۲۱۵
11138- کاتب
نویسنده، دبیر، منشی. مثلاً منشی دادگاه را کاتب قاضی میخواندند.منابع: صبحالاعشی ۱/۵۲–۵۴-103-137 و ۵/۴۵۲ . قابوسنامه 213/6؛ معینالحکام ۹۲–۹۴؛ لسانالحکام5؛ سلوکالملوک ۱۲۴–۲۵۲؛ نتیجهالآمال ۹۶؛ تدریبالراوی2/89/90
11137- کاپیتولاسیون (Capitulation)
۱) معاهدهای است که به موجب آن، بیگانگان در کشوری حق اقامت به دست آورده و از برخی حقوق و مزایا به طور اختصاصی بهرهور میشوند.۲) حق قضا اجانب در کشور دیگر. ایران در سال ۱۳۰۶ هـ..ش نظام کاپیتولاسیون را ملغی کرد.منابع: زندگانی شاهعباس 3/۶۸–۷۰. مجله آینده، اول، ص ۱۹۱؛ ترمینولوژی حقوق؛ فرهنگ سیاسی نمونه
11136- کاپیتالیسم (Capitalisme)
نام نظام اجتماعی است که در آن نظام ابزار تولید در مالکیت جمعی معدود قرار دارد و در نتیجه عایدات سرشار بهره آنان است. مالکیت خصوصی و بانکداری زمینهساز کاپیتالیسم است.
11135- کابینه (Cabinet)
1) در رژیم پارلمانی به مجموعه وزرا و معاونین آنها گویند که در مقابل مجلس مقننه مسئولیت مشترک دارند. رئیس کابینه را صدر اعظم، نخستوزیر، مقدمالوزراء، رئیسالوزراء، گفتهاند.۲) مترادف با دفتر به کار میرفت.منبع: ترمینولوژی حقوق