14265 – واجب الحج
(فقه) آنکه مستطیع شده و تکلیف زیارت کعبه متوجه او گردیده باشد. منبع: فرهنگنامه حج
14264 – واجب الاداء
(مدنی) دینی که بر مدیون ایفاء آن لازم و فرض است. منبع: نفائس الفنون 1/538
14263 – واجب ادبی
یعنی تعهد اخلاقی. منبع: احمد فتحی زغلول، شرح قانونی مدنی مصر 126
14262 – واجب
در معانی ذیل به کار رفته است: اول- متعلق امر اکید قانونگذار شرعی (= امر واجب) خواه از عبادات باشد خواه نه. دوم- صفت عقد لازم. وجوب بیع یعنی لزوم بیع: و اذا افترقا وجب البیع. سوم- تعهد: واجبات مالی یعنی تعهدات مالی که از اصل ترکه اخراج میشود. قانون مدنی در باب مصارف ترکه […]
14261 – واجار
(= دجار، بازار) سوق الاهواز را «خوجستان و جار» یعنی خوزستان بازار نامیده بودند که همان اهواز است. واجارگاه محل تجمع سوداگران و مشتریان است که به تازی سوق گویند. واجارگاه دهی است در گیلان در شمال ایران و قطعاً مرکز خرید و فروش معروفی بوده است (رک. بازارگاه). منبع: نولدکه، تاریخ ایران و عربها […]
14260 – وابسته نظامی Attache militaire
(بینالملل عمومی) افسر زمینی یا دریایی، منصوب از سوی دولت خود در یک سفارتخانه یا نمایندگیت برای آگاهی از وضع جنگی یا بحری محل ماموریت خود و دادن اطلاعات لازم به دولت خویش. او از مصونیت سیاسی برخوردار است. منبع: ترمینولوژی حقوق
14259 – وابسته سفارت Attache d’ambassade
(بینالملل عمومی) عضو سفارت که از حیث رتبه در کُر دیپلماتیک در درجه ادنی است، و از طریق مسابقه انتخاب میشود و نزد یک سفارتخانه یا نمایندگی یک دولت، ایفاء وظیفه میکند. منبع: ترمینولوژی حقوق
14258 – وابسته تجاری Attache Commercial
(بینالملل عمومی) نماینده فنی منصوب از طرف وزارت خارجه نزد نماینده سیاسی یا کنسول برای بررسی وضع بازرگانی و اقتصادی کشور محل ماموریت، به منظور کمک به توسعه تجارت خارجی کشور خویش و دادن اطلاعات لازم و سودمندت به اتباعت کشور خود در امور بازرگانی. منبع: ترمینولوژی حقوق
14257 – وابسته Attache
در سفارتخانهها به ماموری گفته میشود که تازه مشغول به کار شده و به پایه دبیری نرسیده باشد. منبع: ترمینولوژی حقوق
14256 – وابستگان دادگستری
كسانی كه شغل آنان فراهم آوردن تسهيلات و كمك به متصديان دادگاهها و دادسراها و به اصحاب دعوى و وصول و ايصال محكومبه است خواه مستخدمان دولتى باشند (مانند كارمندان دفترى و ماموران ابلاغ واجراء) خواه نه مانند وكيل دادگسترى و کارشناس و سردفتران و دفتریاران اسناد رسمی منبع: ترمینولوژی حقوق