14924 – هبه خفی
هبهای که ضمن عقد معاوضهای صورت گیرد مانند ابراء ذمه مشتری از ثمن در عقد بیع. منبع: ترمینولوژی حقوق
14923 – هبه با حق رجوع
هبهای که برای واهب، حق رجوع به مال موهوب باشد (ماده 803 ق.م. مجموعه سال 1345 ص 554، ماده 49 قانون مالیات).
14922 – هبه الرحم
(= هبه اقارب) رک. واژه قبل. منبع: جواهر 4/636/38
14921 – هبه اقارب
(مدنی) یا هبه ذو رحم به شرح ماده 803 ق.م. منبع: جواهر 4/633/15 و 634/1 و 636/11
14920 – هبه (donations entre vifs. F) Donatio inter vivos
(مدنی) عقدی است که به موجب آن کسی به طور قابل رجوع (علی الاصول) مالی از خود را بیعوض به دیگری تملیک کند. هبه معوضه هم رایگان است زیرا هبهای است در برابر هبهای یعنی تعویض بین دو هبه است نه در موهوب. مال مورد هبه را عین موهوبه گویند. بخشنده را واهب نامند و […]
14919 – هایشات
(= هیشات، هوشات) جرح و قتل که در فتنهها و هیجانها روی دهد و فاعل معلوم نگردد. منابع: مجمع البحرین 294. ابن اثیر، نهایه 5/287. جواهر 6/583/3
14918 – هامش Apostille
هر نوشته که به صورت تغییری در متن سند یا الحاق به متن سند در حاشیه سند نویسند و جز سند به شمار آرند. منبع: ترمینولوژی حقوق
14917 – هاشمی
منسوب به هاشم. صدقات یعنی زکوات بر بنیهاشم حرام است اما صدقات هاشمی بر هاشمی حرام نیست. تفصیل در فقه است. منبع: جواهر 3/74/37 و 90/3/21-29
14916 – هاشمه
(جزا) جراحتی است به صورت شکستن استخوان مجنی علیه و یا کوفتگی آن؛ اگر در سر و صورت و گردن باشد یک دهم دیه کامل (= دیه نفس) را باید بدهد وگرنه یک بیستم. منابع: المجموع 17/214-243-244. رد المحتار 5/580-582. کشاف القناع 5/558. تهذیب اللغه 6/94. مجمع البحرین 146. جواهر 6/685/7
14915 – هازل
(مدنی) هزل ضد جدّ است، به فارسی هم میگوییم: شوخی میکنی یا جدی میگویی؟ در عمل حقوقی (عقود و ایقاعات) هازل، قصد نتیجه وجود ندارد (رک. عقد) و چون قصد نتیجه از عناصر عمومی عقود و ایقاعات است پس عقد هازل و ایقاع هازل به کلی باطل است نه غیر نافذ و موقوف. در صفحه […]