8711 – صاحب الزمام

دبیری که مهر مخصوص امور مالی را داشت (رک. دیوان). منابع: نولدکه، تاریخ ایرانیان و عرب‌ها ۵۶۶. ابن خلدون، ترجمه فارسی، حواشی ۲۱۸

8710 – صاحب الربا

(= راهن) کسی که مالی او به رهن داده باشد خواه مدیون به مرتهن باشد خواه نباشد. منبع: وافی 3/89

8709 – صاحب الربا

رباخوار، آنکه ربا خورد و ربح پول گیرد، نزول‌خور. منبع: ابن اثیر، نهایه 5/277

8708 – صاحب الخراج

متصدی وصول مالیات‌های ارضی که از زمین‌های زراعی و محصولات سر درختی در کشور مالیات‌ها را وصول می‌کرد.منابع: نولدکه، تاریخ ایرانیان و عرب‌ها ۵۶۵. الاموال ۷۰۵

8707 – صاحب الحد

(= مستحق حد) یعنی شاکی خصوصی در جرم‌هایی که کیفر آنها حد باشد (جواهر 6/497/20). در حدیث است: لا یستحلف صاحب الحد یعنی اگر کسی به عنوان مجنی‌علیه اقامه دعوی کند و او را بینه نباشد او را بر صدق دعوی خود قسم ندهند و حکم برائت صادر می‌شود.

8706 – صاحب الجیش

فرمانده سپاه، سپه‌سالار. منبع: اصطلاحات دیوانی دوره غزنوی و سلجوقی ۱۳۴ در جهت نزولی و صعودی در سال‌های بعد، شاخص قرار می‌دهند.

8705 – صاحب البرید

متصدی چاپارخانه دولتی که اخبار حوزه خود را به دولت گزارش می‌کرد. در واقع کار مامور امنیت را صورت می‌داد. بیهقی از سمت «صاحب بریدی لشکر» یاد کرده است. منابع: داستانهای بیدپای 180/2. تاریخ بیهقی 82/15 و 327/4 و 339/5. چند مقاله فلسفی 195-241. صبح الاعشی 14/۳۷. احکام السلطانیه 3۱۲. محمد ضیاءالدین، الخراج 390-398. شعوبیه […]