8330 – شارط Stipulant

(مدنی) یعنی مشروط‌له. او کسی است که در عقد شرطی به سود او شده باشد خواه طرف عقد باشد یا ثالث، خواه شخص حقیقی باشد یا حقوقی. در برابر مشروط‌علیه استعمال می‌شود. منابع: منیه‌الطالب 2/104. حاشیه سید 3۱۰. عناوین میرفتاح ۲۵۶

8329 – شارستان

یعنی شارسان (رک. شارسان). فرخی گوید: هر سرایی کان نکوتر بود و آن خوشتر نمود         همچو شارستان لوط، از جور شد زیر و زبر منبع: یادداشت‌های قزوینی 5/183

8328 – شارسان

به معنی بلد و شهر زمان ما است. فردوسی گوید (شاهنامه 136/21): بگشتند برگرد آن شارسان          که بد پیش از آن سر بسر خارسان

8327 – شارژه دافر Chargé d’affaire

(= کاردار، کاردار سفارت، مسئول امور سفارت) او نماینده سیاسی است که در تقسیمات نمایندگان سیاسی در طبقه چهارم قرار دارد (رک. نمایندگان سیاسی) یعنی بعد از وزیر مقیم، از طرف دولت خود به وزارت خارجه دولت محل ماموریت خود معرفی می‌شود.

8326 – شارب الخمر

آنکه شراب نوشد به کرّات. در سفه او مطلبی هست. منبع: جواهر 4/397/12 تا 15

8325 – شار

یعنی حاکم و فرمانروا. شاهان غرجستان را شار گویند. غرج‌الشار مرکز غرجستان است. غرج یعنی کوهستان. منابع: احسن‌التقاسیم ۲/۴2۹. فرهنگ واژه‌های فارسی در زبان عربی ۷۶۲

8324 – شاذ

به واژه «خبرشاذ» بنگرید. منبع: مجمع‌البحرین ۲۱۵

8323 – شادروان

(= شادزوان) چند معنی دارد: ۱) فرش یا چادری که آویخته باشند. ۲) صمغی که در بیخ برخی درختان جمع شود مانند نارگیل، فارسی آن سیاه‌دروان است. ۳) بند قیصر (= سدّ شوشتر) که شاپور به دست اسیران رومی ساخت به درازای ششصد گام و از عجایب جهان بود. ۴) قسمت پی دیوار بنا (یا […]

8322 – شاخص هزینه زندگی

اساس سنجش نوسان قیمت‌ها است که از تقویم چند کالای معین به دست می‌آید و آن را معیار نوسان هزینه زندگی در جهت نزولی و صعودی در سال‌های بعد، شاخص قرار می‌دهند.

8321 – شاخص

اساس سنجش تغییر چیزی را گویند. مثال: اگر مقدار معلومی از طلا در امسال (= ۱۳۵۶ هـ) تاریخ نوشتن این عبارات صد هزار تومان ارزش داشته باشد آن را شاخص برای محاسبه تغییر قیمت همان وزن در سال ۱۳۶۷ قرار می‌دهند که قیمت آن مثلاً پانصد هزار تومان شده است. منبع: فرهنگ اصطلاحات اجتماعی و […]