7881 – ساحر

(جزا) آنکه جادوگری کند. در حقوق جزای اسلامی بزه است. منبع: جواهر 6/499/40

7880 – ساتراپ

(= خشترپاون در پارسی باستان = شهربان در پهلوی) که به یونانی ساتراپ گفته‌اند: او مقام اداری عالی‌رتبه‌ای بود به صورت امیر محلی (= شاهک) که تا اندازه‌ای از خودمختاری در حوزه خود برخوردار بود حتی حق ضرب سکه داشت. داریوش اول ایران را به بیست و سه ساتراپی قسمت کرده بود: مصر یک ساتراپی […]

7879 – سابق

 (= پیشینه) مقدم امری از امور که با آن رابطه دارد. سابقه ازلی هم چنین است. حافظ گوید: گفتم ای بخت بخسبیدی و خورشید دمید           گفت با این همه از سابقه نومید مشو در حقوق اداری پیشینه امور اداری است مانند سابقه ابلاغ. و در امور کیفری سابقه سوء مجرم است (= سوء سابقه): سابقه […]

7878 – سابق و لاحق

به دو راوی مشترک در یک شیخ اجازه گویند که یکی پیش از دیگری وفات کند. روایت آنان را روایت سابق و لاحق گویند. ترمینولوژی حقوق

7877 – سابق

(مدنی) برنده مسابقه را گویند (رک. سبق و رمایه).

7876 – ساباط

(مدنی) سقف بر دو دیوار یا دو بنا یا دو سوی معبر عام یا اختصاصی. لغت معرب است. دو «ساباط» (دو شهر) شناخته شده است: ۱) در اسروشنه نزدیک زادگاه افشین. ۲) نزدیک تیسفون که نام آن بلاشاباد (= ولاشگرد) بوده است. شاید جزء اخیر بلاشاباد به صورت ساباط در زبان عرب درآمده است. عمار […]

7875 – سائمه

(= راعیه) دام صحراچر نه دستاموز که در خانه و طویله دارند (= معلوفه، عوامل). زکات به سائمه تعلق می‌گیرد نه غیر. منابع: نقود المسائل، ص ۱. وافی ۲/۲۸۱. جواهر 3/21. سلوک الملوک ۲۷۰. تاریخ قم ۱۷۶

7874 – سائل به کفّ

(مدنی) آنکه دست گدایی به استمرار دراز دارد (بند سوم ماده ۱۳۱۲ ق.م.). آنکه شهادت او را نشنوند عدالت او هم مخدوش است. منبع: جامع الشتات ۴۵

7873 – سائبه

در عرف عصر جاهلیت عنوان عام برخی دامها بود که به نذر و یا در راه اصنام خود به مراتع دائمی گسیل می‌کردند و کسی جز ابن سبیل حق استفاده از شیر آنها را نداشت. در سوره مائده (آیه ۱۰۳) آن عرف و رسم ملغی گردید. منابع: المحبّر 3۳۰. تفسیر قرطبی ۶/۳۳۶. مجمع البیان ۲/۲۵۲. […]

7872 – س

رمز کتاب دروس (= الدروس الشرعیه فی فقه الامامیه) است از محمد بن مکی دمشقی عاملی نبطی معروف به شهید اول، مولف لمعه. منابع: ریحانه الادب ۳/۲۷۶. جواهر ۴/۳۹/۳۰