۵۵۰۸ – جادسه
(مدنی) زمینی که مالک در آن نکاشته و عمران و آبادی نکرده باشد (= بائر). منبع: مجمع البحرین ۲۷۸/2
۵۵۰۷ – جادو
(فقه) به تازی سحر است. در شرع گناهی است نزدیک کفر. تعلیم و تعلم آن ممنوع و حرام است. در اوستا هم از گناهان بزرگ شمرده شده است. جادو به زبان اوستا «یاتو» و به زبان پهلوی «یاتوک» است. پری هم معادل جادو است. از احکام نجوم هم استفاده جادوگرانه میکردند. در قدیم پزشکی و […]
۵۵۰۶ – جاخات
(تاریخ حقوق اداری) نام لباسهایی بود که به رسم خلعت و تشریف به امراء عسکر داده میشد. از نوع خلعتهای درجه دوم: بر پارهای از آنها القاب سلطان نوشته بود؛ پارهای تصاویر وحوش و پرندگان کوچک را داشت. قلقشندی باب تفعیل (مجوّخ) را ذکر کرده است، اما معاجم و کتب لغت که من دارم هیچیک […]
۵۵۰۵ – جابی الضرائب
یعنی مالیهچی، مامور وصول مالیاتها و ضریبهها، محصل مالیاتی، تحصیلدار مالیاتی. منبع: الخراج، تالیف دکتر محمد ضیاءالدین، ص ۵۴/۱۰
۵۵۰۴ – جائفه
(حقوق جزای اسلامی) نام جرحی است که وارد جوف (درون) بدن مجنیعلیه شده باشد، یعنی جراحت عمیق باشد نه سطحی. رویاروی قاشره به کار میرود که به جراحات سطحی (قشری) گفته شده است. جائفه اقسام دارد مانند دامیه، باضعه، موضحه، سحاق. منابع: مفتاح الکرام ۱۰/۴۸۸. جواهر 6/684/20 و 687/18. جامع الشتات ۷۷۱. نهایه ابن اثیر […]
۵۵۰۳ – جائزه سلطنتی
جائزهای بود که سلطان وقت به پارهای از کتابهای سال میداد. به جهت حکومت روابط بر ضوابط، تاثیری در پیش برد تحقیقات نداشت. منبع: مجله یغما، جلد ۲۸، ص ۱۸۲
5502 – جائزه جنگی
جائزهای که فرمانده سپاه به افراد (نظامی یا غیرنظامی) برای پیشبرد اهداف جنگی میدهد. این از مصادیق جعاله مدنی است و نافذ است شرعاً و عرفاً چنانکه حکایت معجمالبلدان و صبح الاعشی در واژه قبل، در همین زمینه بوده است. منبع: جواهر ۳/۵۵۵/۲۹
5499 – جائر
تملیک بلاعوض مالی است به کسی در مقابل کاری که کرده است به منظور تشویق و یا جبران زحمت او. در فقه در باب جوائز سلاطین جائر بحث مشروح هست (جواهر). بنا به نوشته یاقوت در معجمالبلدان در زمان حجاج این واژه را سردار سپاه عرب در حمله به کرمان به کار برد (معجمالبلدان – […]
5500 – جائز
به فارسی «روا» است. غیرجائز را ناروا گویند. چنانکه حافظ گوید: فرض ایزد بگذاریم و به کس بد نکنیم وانچه گویند روا نیست، نگوییم روا است از نظر حقوقی در حقوق مدنی عناصر آن بنظر ما چنین است: الف ـ یک عمل حقوقی به صورت عقد یا ایقاع ب ـ آن عمل، معروض حق رجوع […]
5499 – جائر
یعنی ستمگر. در اصطلاحات اسلامی کسی را گویند که به یاری سپاه و اعوان انصارش قدرت عمومی را در قلمروی گسترده قبضه کند. مولف جواهر الکلام این واژه را به نقل از استادش چنین تعریف کرده است: «المتغلب بجنوده و اتباعه. ذاطبل1 او جمعه او عید اولاً، فرعاً2 او اصیلاً، مومناً3 او مخالفاً، مستقلاً او […]