۵۳۹۴ – ثبت آب رود و قنات
تقاضای ثبت آب رودخانهها و نهرهای منشعب از آن، ضمن تقاضای ثبت ملک، پذیرفته میشود. اگر همه قنات یا چشمه مال یک نفر باشد به منزله یک ملک است و شماره ثبت خاص به آن داده میشود. تفصیل بحث ثبت آب رود و قنات و چشمهها را در دانشنامه آوردهام. منبع: جلد ۲/۷۳۵/۱۱۳
۴۱۱۸ – تادیب صبی
فقه در این مورد به تفصیل بحث کرده است. منبع: جواهر 6/۵۰۰/3، 539/19
۴۱۱۷ – تادیب
در موارد ذیل به کار رفته است: ۱) در کیفر بزه به ویژه در کیفرهای تعزیری (ر.ک. تعزیر). ۲) در غیر کیفر بزه مانند تادیب اطفال و تادیب معلم. منابع: ردالمحتار ۴/۱۵ و ۶/۴۳۰. جامع الشتات ۷۸۱–۷۸۲–۷۸۸. تهذیب الفروق ۱/۲۱3، جواهر ۴/۵۰5–۵۰6. سیوطی، الاشباه و النظائر ۳۵۱. جصاص، آیات الاحکام ۳/۴۷۲. سلوک الملوک 2۲۸–۴۴۸. ابن […]
۴۱۱۶ – تاخیر دعوی
یعنی مدعی به طور مستقیم یا غیرمستقیم، مانع ادامه رسیدگی به دعوی گردد. مثلاً از دادگاه بخواهد که موقتا دست از رسیدگی دست بردارد، یا دادگاه ارجاع امر به کارشناس کند و مدعی که باید اجرت کارشناس را بدهد از دادن آن خودداری کند. منبع: دائرهالمعارف علوم اسلامی ۴۳۹
۴۱۱۵ – تاخیر در احقاق حق
(آیین دادرسی) پس از مراجعه اصحاب دعوی به دادگاه و رعایت نوبت دادرسی، قاضی باید در اسرع اوقات ممکن رای بدهد. تاخیر در صدور حکم شرعاً گناه است مگر اینکه زیانی به کسی وارد نگردد. منبع: ملحقات عروه، قضاء، ص 3
۴۱۱۴ – تاخیر تسلیم
(= تاخیر اجراء تعهد در عقود) مقصود تسلیم متعهدبه است به متعهدله، خواه تاخیر در تمام متعهدبه باشد یا در بعض آن. شرح بیشتر در واژه ۴۱۱۲ آورده شده است. منابع: حدائق ۴/۱۰۳–۱۰۹-۱۲۷–۲۰۳. وافی ۳/۷۲–۷۶. حاشیه طباطبائی بر مکاسب ۳۱۲–۳۱۶–۳۱۷–۳۲۲. سوآل و جواب طباطبائی ۱۵۱. جامع الشتات ۴۴۸–۵۲۴. عوائد الایام نراقی ۴۴. میرفتاح، عناوین ۲۵6–۲۵۸ […]
۴۱۱۳- تأخیر بیان
(= تأخیر بیان از وقت حاجت) وقت حاجت یعنی وقت گفتن نه سکوت اختیار کردن. چنانکه سعدی گفته است: دو چیز طیرة عقل است: دم فرو بستن بوقت گفتن و گفتن بوقت خاموشی سکوت در وقت گفتار عقلا ناپسند است پس باید سکوت مقنن را در مقام بیان مطلب معین، حمل بر معنی کرد و […]
۴۱۱۲- تأخیر اجراء تعهد
در صورتی که متعهد در اجرای تعهدش تأخیر ورزد متعهدله میتواند از دادگاه، الزام او را به اجراء تعهد بخواهد (ماده ۳۷۶ ق.م.). اگر اجبار و الزام او به اجراء تعهد میسر نباشد متعهدله، حق فسخ عقد را پیدا میکند (ملاک مواد ۲۳۸–۲۳۹–3۷۵–3۹۵ ق.م.). منبع: دائرهالمعارف تعهدات ۱/۲۲۶
۴۱۱۱- تأجیل قرض
یعنی برای بازپرداخت وام، اجلی معین کنند (ماده ۶۵۱ ق.م.). قانون مدنی تأجیل قرض را اگر ضمن عقد لازم دیگر صورت گیرد درست میداند. منبع: دائرهالمعارف تعهدات ۱/725
۴۱۱۰- تأجیل دین حال
یعنی دینی که موعدش فرا رسیده است و یا اصلاً بیموعد بوده است آن را موعددار کنند با افزونی یا بیافزونی (جواهر ۴/۲۸۶/۱۹–۲۲ و ۲۸۶/25). مهلت قضائی که دادگاه به متعهّد میدهد نیز تأجیل دین حالّ است. منبع: دائرهالمعارف تعهدات ۱/725