در معانی ذیل به کار رفته است:
اول- متعلق امر اکید قانونگذار شرعی (= امر واجب) خواه از عبادات باشد خواه نه.
دوم- صفت عقد لازم. وجوب بیع یعنی لزوم بیع: و اذا افترقا وجب البیع.
سوم- تعهد: واجبات مالی یعنی تعهدات مالی که از اصل ترکه اخراج میشود.
قانون مدنی در باب مصارف ترکه از آنها سخت گفته است (رک. مصارف ترکه). در برخی از ممالک اسلامی حقوق تعهدات را حقوق واجبات گویند (رک. واجبات).
در علم کلام موجودی است که وجود او مبسوق به عدم نباشد یعنی خداوند واحد که واجبالوجود است. و واجب به معنی ثابت نیز هست: اسقاط ما لمیجب یعنی اسقاط ما لمیثبت و لمیوجد.
منابع: عقد ضمان از راقم این سطور، فهرست الفبائی. وصیت از راقم این سطور 275. ترمینولوژی حقوق. ارث، جلد اول، ص 60. احمد فتحی زغلول، شرح قانونی مدنی مصر 56-125. مکتبهای حقوقی 16. نفائس الفنون 1/420 و 2/529. الطرق الحکمیه 317. سلوک الملوک 407. جامع المقاصد 1/582. وصیت از راقم این سطور 176-177. عده الاصول 85. مرصاد العباد 538. جواهر 5/511/4. دائرهالمعارف حقوق تعهدات 1/802. مسالک 2/162/13. دانشنامه حقوقی 5/403. مجمع البحرین 305. وافی 1/15. جامع الشتات 68. آمدی، الاحکام 1/86. شرح فتح القدیر 5/83