سمت قائم مقام است. این دو قسم است:

اول- قائم مقام اشیاء (= بدل) مانند ثمن که بدل مبیع است. در تبدیل تعهد به اعتبار تبدیل دین هم این نوع قائم مقامی هست.

دوم- قائم مقامی اشخاص مانند قائم مقامی در تبدیل تعهد به اعتبار دائن یا مدیون.

اگر قاضی در اثناء رسیدگی بیمار شود دادرس علی البدل قائم مقام او می‏شود.

خلیفه قاضی در قدیم قائم مقام قاضی بود. اگر یکی از طرفین دعوی بمیرد وراث او قائم مقام در دعوی می‏شوند. در عقود معوض، منتقل‏الیه قائم مقام منتقل‏عنه است و این قائم مقامی در عقود است.

قائم مقامی به حکم قانون قائم مقامی قانونی است. اگر ناشی از عقود باشد قائم مقامی در عقود است. اگر در مراحل اجراء اسناد یا احکام باشد قائم مقامی اجرائی است. حاکم در بیع مال محتکر قائم مقام قانونی است. قائم مقامی در ثبت املاک هم متصور است: خریدار ملک ثبت نشده، در پرونده ثبتی قائم مقام است.

منابع: دانشنامه حقوقی 5/6/6 و 7/7 و 11/9 و 16/11 و 17/12. دائره‏المعارف تعهدات 1/693. ارث، جلد اول، فهرست. مفتاح الکرامه 8/150. هفته دادگستری، شماره 33، ص 136. MAZEAUD دروس حقوق مدنی، جلد دوم، بخش اول، شماره 841-844. DEKKERS حقوق مدنی بلژیک، جلد دوم، شماره 555-556