(= خشترپاون در پارسی باستان = شهربان در پهلوی) که به یونانی ساتراپ گفتهاند: او مقام اداری عالیرتبهای بود به صورت امیر محلی (= شاهک) که تا اندازهای از خودمختاری در حوزه خود برخوردار بود حتی حق ضرب سکه داشت. داریوش اول ایران را به بیست و سه ساتراپی قسمت کرده بود: مصر یک ساتراپی ایران بود، بابل یک ساتراپی بود اما آسیای صغیر چند ساتراپی بود. نظامیان در هر ساتراپی مستقل بودند یعنی حکام لشکری و کشوری ناظر امور همدیگر بودند؛ فرماندهان نظامی ساتراپیها مستقیماً دستور از پادشاه هخامنشی میگرفتند و گاه یک فرمانده نظامی بر چند ساتراپی نظارت داشت. مهمترین کار ساتراپها وصول مالیات بود.
منابع: تاریخ ایران، ترجمه کشاورز ۲۷–۲۸. فقه اللغه ایرانی 118. فرهنگ ایران باستان 209. کریستنسن، ایران در زمان ساسانیان ۱۲۱