به فارسی «روا» است. غیرجائز را ناروا گویند. چنانکه حافظ گوید:
فرض ایزد بگذاریم و به کس بد نکنیم
وانچه گویند روا نیست، نگوییم روا است
از نظر حقوقی در حقوق مدنی عناصر آن بنظر ما چنین است:
الف ـ یک عمل حقوقی به صورت عقد یا ایقاع
ب ـ آن عمل، معروض حق رجوع یا حق خیار نبوده باشد. معروض آنها از عقود یا ایقاعات لازم است.
ج ـ به قصد ایقاعکننده و یا قصد عاقد، قابل انحلال باشد مانند عقد عاریه و
ودیعه و مانند اعراض تا زمانی که دیگری آن را حیازت و تملک نکرده باشد. گاه لغت جائز را در عقود متزلزل به کار میبرند که شامل موارد حق خیار و حق رجوع هم میشود ولی به همراه قرینه است.
منابع: جواهر 4/103/27. ترمینولوژی حقوق، کلیات ابیالبقاء ۹